السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

332

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

از ميوه‌اش تناول كرد ؛ و خلاصه چيزى تحقق دارد كه هم‌اكنون واقعا درخت سيب است . اما وقتى گفته مىشود : وجود چيزى بالقوه است ، مقصود آن است كه شيئى وجود دارد كه مىتواند به آن چيز تبديل شود ، و امكان تحقق آن چيز درش وجود دارد ؛ مثلا وقتى مىگوييم : دانهء سيب بالقوه درخت سيب است ، مرادمان آن است كه هم‌اكنون واقعا درخت سيب وجود ندارد ، بلكه چيزى تحقق دارد كه مىتواند به درخت سيب تبديل شود ؛ و به تعبير ديگر : چيزى وجود دارد كه درخت سيب مىتواند از آن به وجود آيد . بنابراين ، فعل عبارت است از وجود خارجى شىء به گونه‌اى كه آثار مطلوب از آن بر آن مترتب گردد ؛ و قوه عبارت است از امكان وجود شىء كه پيش از تحقق آن است ؛ مثلا نطفه تا وقتى نطفه است ، بالفعل نطفه است و بالقوه انسان مىباشد ؛ و آن‌گاه كه رشد كرد و واجد نفس ناطقه شد ، انسان بالفعل مىشود . از آنچه بيان شد دانسته مىشود كه قوه ، مانند امكان ، يك معناى اضافى است . يعنى وصفى است كه از نوعى مقايسه و سنجش اشياء با يكديگر و ملاحظهء رابطهء خاصى ميان آنها به دست مىآيد . اگر دو شىء داشته باشيم كه يكى زمانا متقدم بر ديگرى است ، و به گونه‌اى است كه متأخر مىتواند در آن وجود يابد ، در اين صورت مىگوييم : آن‌كه متقدم است ، حامل قوهء شىء متأخر است ؛ و متأخر در آن بالقوه موجود است ؛ و آنگاه كه شىء متأخر تحقق يابد ، مىگوييم : آن شىء فعليت يافته است . ك كثرت طولى و كثرت عرضى حقيقت وجود دو نوع كثرت در حقيقت وجود تحقق دارد ، يكى كثرت طولى و ديگرى كثرت عرضى . براى توضيح مطلب ابتدا اين دو نوع كثرت را در حقيقت نور كه امرى ملموس است ، تصوير مىكنيم ، و آن‌گاه حقيقت وجود را با آن مقايسه مىكنيم . حقيقت نور ، دو گونه كثرت دارد ، يكى كثرتى كه با نظر به خودش ، و به اعتبار مراتب گوناگون شدّت و ضعف نور ، در آن پديد مىآيد . مانند اختلاف نور شمع با نور لامپ و اختلاف هردو با نور خورشيد و مراتب بىشمارى كه مىتوان ميان نور شمع و نور خورشيد در نظر گرفت و نيز مانند اختلافى كه در نور خورشيد در نظر گرفت و نيز مانند اختلافى كه در نور خورشيد به اعتبار مراتب گوناگونش وجود دارد كه هرچه پرتو